كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
334
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قالَ الْمَلَأُ گفتند بزرگان مِنْ قَوْمِهِ از قوم او إِنَّا لَنَراكَ به درستى كه ما مىبينيم ترا اى نوح فِي ضَلالٍ مُبِينٍ در گمراهى روشن كه ما را از پرستش چندين خدايان به عبادت يك خداى دلالت مىكنى قالَ گفت نوح عليه السلام در جواب ايشان يا قَوْمِ اى گروه من لَيْسَ بِي ضَلالَةٌ نيست به من هيچ گمراهى و دورى از طريق حق و صواب وَ لكِنِّي رَسُولٌ و ليكن من رسولم مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ از پروردگار عالميان أُبَلِّغُكُمْ مىرسانم بشما رِسالاتِ رَبِّي پيغامهاى پروردگار خويش وَ أَنْصَحُ لَكُمْ و نصيحت مىكنم شما را جهت صلاح شما وَ أَعْلَمُ و مىدانم مِنَ اللَّهِ از وحى خداى كه به من آمده ما لا تَعْلَمُونَ آنچه شما نمىدانيد قوم نوح عليه السّلام عذاب قومى كه تكذيب پيغمبر كنند نشنيده بودند و نمىدانستند چون نام پيغام و وحى شنيدند متعجب گشتند نوح ع گفت أَ وَ عَجِبْتُمْ آيا شگفت مىداريد و عجب مىنمائيد أَنْ جاءَكُمْ از آنكه بيايد بشما ذِكْرٌ پيغامى و وحى مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما عَلى رَجُلٍ بر زبان مردى مِنْكُمْ از جنس شما يعنى آدمى همزبان شما لِيُنْذِرَكُمْ تا بيم كند و ترساند شما را از عاقبت كفر و معصيت وَ لِتَتَّقُوا و تا بپرهيزيد شما از خشم خداى وَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ و تا شايد كه شما را ببخشند بسبب آن پرهيز كردن از شرك فَكَذَّبُوهُ پس دروغ داشتند قوم نوح ع او را و نوح ع دعا كرد به هلاكت قوم خود خداى حكم فرمود تا كشتى بساخت و با مؤمنان بكشتى درآمد حق تعالى طوفان فرستاد و همه كافران را هلاك كرد و نوح ع باهل سفينه سالم ماندند چنانچه حق تعالى مىفرمايد فَأَنْجَيْناهُ پس نجات داديم نوح عليه السلام را از غرق شدن وَ الَّذِينَ مَعَهُ و آنان را نيز كه با وى بودند فِي الْفُلْكِ در كشتى و مجموع ايشان هشتاد تن بودند چهل مرد و چهل زن وَ أَغْرَقْنَا و غرق ساختيم بطوفان الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا آنان را كه به دروغ داشته بودند دلالت وحدانيت ما يا معجزات نوح ع بر نبوّت إِنَّهُمْ كانُوا به درستى كه قوم نوح ع بودند قَوْماً عَمِينَ گروهى كوران كه از نشانهاى وحدانيت نابينا شدند و باقى قصّه نوح عليه السّلام در بعضى آيات و سور خواهد آمد انشاءالله تعالى وَ إِلى عادٍ و فرستاديم بسوى عاد أَخاهُمْ هُوداً برادر ايشان در نسب يعنى خويشاوند ايشان هود ع را و عاد كه قبيله باز را به دو باز خوانند چهارم پدر هود اوست و عاد پسر عوض بن ارم بن سام بن نوح است و نزد اهل سير نام هود عابر است و او پسر صالح بن ارفحشد بن سام بن نوح است و برين قول از ابناى عم عاد باشد و قبيله عاد باشد و قبيله عاد مردم بلندبالا و تناور بودند و از ايشان در تمام روى زمين در آن زمان قبيله عظيمتر نبود و مردم بسيار بودند و مال وافر داشتند و عمر خود را در پرستش بتان مىگذرانيدند حق تعالى هود عليه السلام را بر ايشان فرستاد تا به ميان قبيله آمد و ايشان را به حق دعوت كرد قالَ يا قَوْمِ گفت اى قوم من اعْبُدُوا اللَّهَ بپرستيد خداى را و به يگانگى او قايل شويد ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ نيست شما را معبودى غَيْرُهُ بجز وى و بتان مستحق عبادت نيستند أَ فَلا تَتَّقُونَ آيا نمىپرهيزيد از عذاب خداى